پیمان دفاعی مکه؛ نشانهای از پوستاندازی امنیتی در خاورمیانه
گروه: انرژی و امنیت ملی | کد خبر: 4679 | تاریخ: ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۸:۲۳
به گزارش پایگاه خبری انرژی تایمز، سفر رهبران پاکستان و ترکیه به عربستان و امضای پیمان دفاعی مشترک، فراتر از یک رویداد دیپلماتیک گذرا، میتواند حلقهای از پازل بزرگتر دگرگونیهای امنیتی در خاورمیانه باشد. چهبسا ریاض بخواهد از این طریق و در بحبوحه تنشهای منطقهای، پایههای اولیه شکلگیری نوعی «ناتوی اسلامی» را بنا نهد.
در دیداری سهجانبه، پیمانی دفاعی به امضا رسیده که در نامگذاری قابل تأملی، «پیمان مکه» خوانده شده است. ریاستجمهوری ترکیه اعلام کرده است که بر اساس این پیمان، هرگونه حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد.
اگرچه برخی نگاههای تقلیلگرایانه، این تحرکات را صرفاً واکنشی انفعالی و ناشی از هراس ریاض میدانند، اما واقعیت کنونی پیچیدهتر از این به نظر میرسد. سایه گسترش جنگ، منطقه را تا حدودی به سمت نوعی «واقعگرایی دیپلماتیک» و حلوفصل منازعات از مسیر مذاکره و دیپلماسی سوق داده تا از خروج اوضاع از کنترل جلوگیری شود؛ اما این میل به تنشزدایی، به معنای فقدان نگرانیهای عمیق درباره گسترش موقعیت و نفوذ منطقهای ایران پس از جنگ و شکستهشدن بسیاری از تابوها و خطوط قرمز نیست.
در واقع، پیشران سفر رهبران آنکارا و اسلامآباد به ریاض را نمیتوان صرفاً در تعارفات دیپلماتیک یا بهرهمندی از منابع مالی عربستان جستوجو کرد؛ بلکه اشتراک در دغدغههای امنیتی جدید، که از تبعات جنگ اخیر در منطقه شکل گرفته، عامل مهمتری در این تحرکات است.
این چرخش در حالی رخ میدهد که طی سه سال اخیر و بهویژه پس از جنگهای غزه، سوریه و لبنان، تا حدودی یکهتازیهای اسرائیل به محور مشترک نگرانیهای امنیتی در منطقه، از جمله در ریاض و میان همسایگان جنوبی ایران ـ به استثنای امارات ـ تبدیل شده بود. همین نگرانی، یکی از نقاط اشتراک ایران و این کشورها نیز محسوب میشد.
اکنون اما اگرچه نگرانی از یکهتازیهای اسرائیل همچنان پابرجاست، در کنار آن، نگرانی درباره ایران نیز بهتدریج عمیقتر شده است. در این زمینه میتوان به اظهارات تند اخیر وزیر خارجه ترکیه و تشبیه رفتار منطقهای ایران به اسرائیل اشاره کرد.
همچنین تغییر رویکرد نسبی عمان، با وجود روابط تاریخی این کشور با تهران، میتواند مؤید همین روند باشد؛ تغییری که نباید صرفاً محصول فشارهای واشنگتن دانست، بلکه میتواند بازتابی از ادراک جدید مسقط نسبت به تحولات محیط پیرامونی خود باشد.
در مجموع، میتوان گفت تلاش عربستان برای ایجاد این «همافزایی دفاعی» در برابر ایران، دستکم سه هدف و دلالت راهبردی دارد:
۱. بازدارندگی جمعی
ریاض به این جمعبندی رسیده که تنشهای منطقهای در کوتاهمدت فروکش نخواهد کرد و ممکن است بار دیگر به سطوح خطرناکی از درگیری کشیده شود. از این رو، عربستان میکوشد با ایجاد یک چتر دفاعی مشترک، هزینه هرگونه واکنش احتمالی تهران را افزایش دهد و در صورت بروز رویارویی گسترده، زیرساختهای حیاتی خود را از گزند حملات مصون نگه دارد.
۲. شکلدهی به یک نظم امنیتی درونمنطقهای
به نظر میرسد عربستان به این نتیجه رسیده که جمهوری اسلامی ایران از خطر سقوط در جنگ اخیر عبور کرده و در عین حال، راهبرد «بازدارندگی» و «مهار» آمریکا نیز کارایی گذشته را ندارد. بنابراین، ریاض ضمن کاهش اتکای صرف به اتحاد امنیتی با واشنگتن، به دنبال معماری یک نظم امنیتی «درونمنطقهای» است تا بتواند نفوذ و جایگاه ایران را در دوران پساجنگ مدیریت و مهار کند.
۳. مدیریت پرونده یمن
به نظر میرسد عربستان در حال بررسی آغاز مواجههای چندمنظوره با انصارالله در یمن است. این مسئله میتواند یکی دیگر از انگیزههای شکلگیری سریع و قدرتمند یک پیمان منطقهای باشد تا ریاض بتواند پس از آغاز چنین مواجههای، واکنشهای احتمالی تهران را مدیریت کرده و موازنه قدرت را در میدان یمن به نفع خود تغییر دهد.
مخلص کلام اینکه همسایگان جنوبی ایران در نتیجه جنگ اخیر، بیش از گذشته به سمت تنوعبخشی به شراکتهای امنیتی، بهویژه با قدرتهای منطقهای، حرکت کردهاند. در این میان، پیمان ابراهیم و عادیسازی روابط با اسرائیل نهتنها دیگر در اولویت نخست قرار ندارد، بلکه تا حدودی به حاشیه رانده شده است؛ چراکه نزدیکی به اسرائیل، از یک سو شکلگیری شراکت دفاعی با قدرتهای اسلامی مانند ترکیه و پاکستان را دشوار میکند و از سوی دیگر، با تضعیف جایگاه عربستان در جهان عرب و اسلام، میتواند میدان را به نفع روایت تهران خالی کند.
در مجموع، به نظر میرسد منطقه در مسیر یک پوستاندازی امنیتی بزرگ قرار گرفته است؛ ائتلافها در حال تغییرند، محاسبات امنیتی کشورها در حال بازتعریف است و بلوکبندیهای نوینی در حال شکلگیری است.
هیچ دیدگاهی درج نشده - اولین نفر باشید